![]() |
![]() |
|
| شرح حالی مختصر اززندگینامه امام علی ع و بیان حقایق مخفی تاریخ زندگی ایشان |
|
زنان راوى غدير محمد عابدى شواهد موجود در كتب تاريخى گوياى اين حقيقت است كه پيامبر اكرم(ص) از آغاز رسالتبا رويكرد عمده زنان به آيين توحيدى روبرو شد. اولين پذيرنده اسلام (خديجه)، (1) اولين شهيده (سميه) (2) و بانوانى كه از سابقين و مهاجران شمرده مىشدند (3) نمونه روشنى از مشاركت زنان در عرصههاى اجتماعى را به نمايش مىگذارند. حضور زنان در حجة الوداع بارزترين و ماندگارترين نوع شركت در صحنههاى اجتماعى است. اخبار فراوانى كه به وسيله راويان زن از اين مراسم عظيم نقل شده، گوياى تلاش گسترده زنان در پاسدارى از اين ميراث مقدس است. دستاوردهاى بانوان در عرصه اخبار غدير به دو گروه عمده تقسيم مىشود: الف. اخبار زنان صحابىدر سال دهم هجرى، با اعلام پيامبر(ص)، مؤمنان بسيارى از شهرهاى مختلف به سوى مدينه روان شده، در حومه شهر مسكن گزيدند و به انتظار موسم حج نشستند; حجى كه بعدها به حجةالوداع، حجةالاسلام، حجةالبلاغ، حجةالكمال، حجةالتمام شهرت يافت. پيامبر اكرم(ص) روز شنبه، پنجيا شش روز قبل از آغاز ذىحجة، از مدينه حركت كرد. در اين سفر همه زنان و اهل بيت پيامبر با وى همراه بودند. (4) گروهى از اين بانوان حديث غدير را نقل كردهاند; كه نام و روايتشان چنيناست: 1. حضرت زهرا(س) حضرت فاطمه زهرا(س) يگانه يادگار رسول اكرم(ص) است، كه همچون ديگر اهل بيت(عليهم السلام) بارها به يادآورى واقعه غدير پرداخت. نگاهى به سخنان آن بزرگوار جايگاه وى در عرصه اخبار غدير را آشكار مىسازد: گروهى از انصار، براى توجيه خطاى خويش، به ايشان گفتند: اگر مطالب شما را قبل از بيعتبا ديگران مىشنيديم با غير على بيعت نمىكرديم. حضرت فرمود: آيا پدرم در روز غدير براى كسى جاى عذر باقى گذاشت؟ (5) و نيز در جواب محمود بنلبيد كه پرسيده بود: آيا از سخنان پيامبر دليلى بر امامت على داريد؟ فرمود: شگفتا، آيا روز غدير را فراموش كرديد؟! محمود بنلبيد گفت: آن روز چنان بود ولى از آنچه به شخص شما اشاره شده، بگوييد. حضرت فرمود: خدا را شاهد مىگيرم، شنيدم [پيامبر] فرمود: على بهترين كسى است كه در ميان شما جانشين خود قرار مىدهم. على(ع) امام و جانشين بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين و نه تن از فرزندان حسين امامان نيكاند. اگر از آنان اطاعت كنيد، شما را هدايتخواهند كرد و اگر با آنان مخالفت ورزيد، تا قيامت اختلاف در ميان شما حاكم خواهد بود. (6) روايتى با سند بسيار دقيق و مشهور بيان مىدارد كه دختر بزرگوار پيامبر حديث غدير را چنين بيان فرمود: قال رسول الله(ص): «من كنت وليه فعلى وليه و من كنت امامه فعلى امامه.» (7) رسول خدا(ص) فرمود: هر كه من سرپرست اويم على سرپرست اوست و هر كه من امام او هستم على امام اوست. احتجاجى از فاطمه زهرا به وسيله چند تن از زنان به اين صورت روايتشده است: قالت: انسيتم قول رسول الله(ص) يوم غدير خم، من كنت مولاه فعلى مولاه و قوله: انت منى بمنزلة هارون من موسى عليهما السلام. (8) آيا سخن رسول خدا(ص) در روز غدير خم را فراموش كردهايد، كه فرمود: هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست و آيا سخنش را فراموش كردهايد كه فرمود: تو نسبتبه من مانند هارون نسبتبه موسى هستى. حضرت فاطمه زهرا(س) عمر خويش را در راه اثبات ولايت اميرمؤمنان به انصار و مهاجرين صرف نمود و سرانجام نيز در همين راه به شهادت رسيد و سيده شهيدان ولايت نام گرفت. 2. امسلمه حضور زنان پيامبر، از جمله امسلمه (9) در مراسم غدير، در كتب مختلف مورد تاكيد قرار گرفته است. (10) صاحب روضةالصفا مىگويد: «چون حضرت رسول خدا(ص) در غدير خم حديث «من كنت مولاه فعلى مولاه» در شان اميرمؤمنان فرمود پس از منبر فرود آمد و در خيمه خاص خود نشست و فرمود كه اميرمؤمنان در خيمه ديگر بنشيند بعد از آن طبقات خلائق را فرمود تا به خيمه على(رض) رفتند و زبان به تهنيت على(ع) گشادند. چون مردم از اين امر فارغ شدند امهات مؤمنين به فرموده آن حضرت نزد على رفتند و او را تهنيت دادند». (11) امسلمه يكى از دو زن پيامبر(ص) است كه حديث غدير را روايت كرده است. او ماجراى غدير را چنين باز مىگويد: اخذ رسول الله(ص) بيد على بغدير خم فرفعها حتى راينا بياض ابطيه فقال «من كنت مولاه فعلى مولاه» ثم قال «ايها الناس انى مخلف فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى و لن يفترقا حتى يردا على الحوض». (12) در غدير خم رسول خدا(ص) دست على(ع) را بالا برد، تا آنجا كه سفيدى زير بغلش را ديديم، آنگاه فرمود: هر كه من مولاى او هستم پس على مولاى اوست. بعد فرمود: اى مردم، من دو چيز گرانبها در ميان شما بر جاى مىگذارم كتاب خدا و عترتم. اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا وقتى در حوض به من برگردند. امسلمه از معدود كسانى است كه بعد از وفات نبى اكرم(ص) در خط ولايت اميرمؤمنان باقى ماند. او به فرزنش چنين وصيت كرد. «يا بنى الزمه فلا و الله ما رايتبعد نبيك صلى الله عليه و آله اماما غيره»; پسركم، همراهش [على] باش. به خدا قسم، بعد از پيامبرت امامى غير او نديدم. (13) امسلمه روايات ديگرى نيز، در باره اميرمؤمنان، از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده است. (14) 3. اسماء بنت عميس او به دليل تقرب به اهل بيت روايات فراوانى نقل كرده است; تنها حدود شصت روايت از پيامبر اكرم(ص) دارد كه بسيارى از آنها در منزلت اميرمؤمنان است. (15) اسماء از سابقين در اسلام است و از جمله افرادى است كه قبل از آنكه مردم در خانه ارقم ايمان بياورند به همراه همسرش جعفر به خدمت پيامبر آمد و اسلام اختيار نمود و به همراه جعفر به حبشه مهاجرت كرد. بعد از شهادت جعفر طيار به عقد ابوبكر در آمد و از وى صاحب (محمد) شد در آن زمان كه همسر خليفه دوم بود توطئه قتل وصى پيامبر(ص) را با هوشيارى و ايثار تمام خنثى نمود. وى همواره از محبان و ملازمان فاطمه زهرا(س) بود او بعد از شهادت حضرت فاطمه(س) از جمله زنان على(ع) شد. فرزندش محمد را چنان تربيت كرد كه از مريدان و مخلصان اميرمؤمنان شد. زمانى كه در حجةالوداع شركت جست همسر ابوبكر بود. و محمد بنابىبكر نيز در مسير حجةالوداع متولد شد. ابنعقده در كتاب ولايتحديث غدير را از او روايت كرده است. (16) اسماء همچنين از راويان حديث ردالشمس (17) به شمار مىرود. 4. امهانى بنت ابىطالب (سلامالله عليهما) او فاخته نام دارد (18) و خواهر اميرمؤمنان(ع) است. امهانى از راويان (19) و اصحاب (20) پيامبر اكرم بود پيامبر ضمن حديثى او را «يكى از بهترين مردم» خواند. (21) اين بانوى گرانقدر احاديثى چون ثقلين (22) و غدير را از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده است. او در باره واقعه غدير مىگويد: رسول خدا(ص) از حجبازگشت، تا در غدير خم فرود آمد، سپس برخاست و در گرماى سوزان چنين گفت: [اى مردم هر كه من مولاى او هستم، پس على مولاى اوست. خدايا، هر كه او را دوست دارد، دوستبدار و هر كه با او دشمنى كند، دشمن بدار; هر كه او را زبون سازد، زبون گردان و هر كه او را يارى كند، يارى كن]. (23) 5. عايشه دختر ابىبكر او در شمار زنان پيامبر اكرم (24) و حاضران در حجةالوداع جاى داشت. در كتب مختلف اهل سنت روايت غدير از وى نقل شده است. ابنعقده در «حديث ولايت» روايت او را نيز ذكر مىكند. (25) بررسى موضعگيريهاى وى و تطبيق آن با عملكرد امسلمه همسر ديگر پيامبر گرامى كه در تاريخ از خود بر جاى نهاده و تحقيق در انگيزهها، تعيين جهتگيريها و موقعيتهاى آن دو مىتواند براى بانوانى كه امروز در مقابل امواج سهمگين و بنيانكن سياستبازى تبليغات رنگارنگ و هدفدار و شعارهاى برخاسته از مطامع نفسانى و دنيوى دنياداران قرار دارند نمونههايى تجربه شده و تاريخى و الگويى عملى و آكنده از راهكارهاى مذهبى و سياسى باشد. 6. فاطمه دختر حمزة بنعبدالمطلب او از صحابه مشهور پيامبر(ص) است و ابنعقده و منصور رازى حديث غدير را از وى نقل كردهاند. (26) 7. همسر زيد بنارقم از جمله كسانى كه حديث غدير را روايت كردهاند زيد بنارقم و نيز همسر وى مىباشد علامه طباطبايى ضمن نام بردن از گروه كثيرى كه روايت (من كنت مولاه فعلى مولاه) را نقل كردهاند به ايشان نيز اشاره مىكند. (27) ب. روايات زنان تابعى و ...در ميان روايات غدير روايتى با ده سند به چشم مىخورد كه همه راويانش زن هستند. نام اين بانوان چنين است: 1. الشيخة ام محمد زينب ابنة احمد بنعبدالرحيم المقدسيه. 2. فاطمه دختر امام موسى بنجعفر(ع) 3. زينب دختر امام موسى بنجعفر(ع) 4. امكلثوم دختر امام موسى بنجعفر(ع) 5. فاطمه دختر جعفر بنمحمد الصادق(ع) 6. فاطمه دختر محمد بنعلى(ع) 7. فاطمه دختر على بنالحسين(ع) 8. فاطمه دختر حسين بنعلى(ع) 9. سكينه دختر حسين بنعلى(ع) 10. امكلثوم دختر فاطمه زهرا(س) اين گروه از فاطمهزهرا(سلاماللهعليها) نقل كردهاند كه حضرت فرمود: «انسيتم قول رسول الله(ص) يوم غدير خم، من كنت مولاه فعلى مولاه و قوله انت منى بمنزلة هارون من موسى عليهما السلام.» (28) آيا سخن رسول خدا(ص) در روز غدير را فراموش كرديد، كه فرمود: هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. و [آيا] گفتارش را [فراموش كرديد كه فرمود]: [اى على،] جايگاه تو در برابر من مانند جايگاه هارون در برابر موسى است. 11. عايشه بنتسعد عايشه بيشتر روايتهايش را از پدرش سعد (29) بنابى وقاص نقل مىكند و نزد ابنحجر از راويان موثق به شمار مىرود. (30) او روايت غدير را، از زبان پدرش چنين بازگو مىكند: «كنا مع رسول الله(ص) بطريق مكة و هو متوجه اليها (كذا فى النسخ و الصحيح و هو: متوجه الى المدينه) فلما بلغ غدير خم وقف للناس ثم رد من تبعه و لحقه من تخلف فلما اجتمع الناس اليه قال: ايها الناس من وليكم؟ قالوا: الله و رسوله. ثلاثا ثم اخذ بيد على فاقامه ثم قال «من كان الله و رسوله وليه فهذا وليه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه». (31) با رسول خدا در راه مكه بوديم و او به سوى مكه توجه داشت. (در نسخههاى صحيح مىخوانيم كه به مدينه توجه داشت.) وقتى به غدير خم رسيد، ايستاد; آنان كه جلو بودند بازگشتند و آنان كه عقب مانده بودند، رسيدند. مردم پيرامونش گردآمدند و حضرت فرمود: اى مردم، سرپرستشما كيست؟ حاضران سه بار گفتند: خدا و پيامبرش. آنگاه دست على را بلند كرد و فرمود: هر كه خدا و رسول او سرپرستش هستند، اين سرپرست اوست. خدايا، هر كه او را دوست دارد، دوستبدار و آن كه با او دشمنى مىورزد، دشمن بدار. عايشه بنتسعد حديث ديگرى نيز از پدرش روايت كرده، كه ولايت على(ع) را آشكار مىسازد: «سمعت ابى يقول: سمعت رسول الله(ص) يوم الجحفه فاخذ بيد على فخطب فحمد الله و اثنى عليه ثم قال: ايها الناس انى وليكم قالوا صدقتيا رسول الله ثم اخذ بيد على فرفعها فقال: هذا وليى و يؤدى عنى دينى و انا موالى من والاه و معادى من عاداه.» (32) شنيدم پدرم گفت كه، رسول خدا(ص) در روز جحفه دست على(ع) را گرفت، سپس خطبه خواند، خداى را سپاس گفت، ستايش كرد و فرمود: اى مردم، من ولى شما هستم. گفتند: راست گفتى، اى رسول خدا(ص). سپس دست على را گرفت و بالا برد و فرمود: اين جانشين من است و دين مرا ادا مىكند. من دوستدار كسى هستم كه او را دوستبدارد و دشمن كسى هستم كه با او دشمنى ورزد. 12. دارميه حجونيه كنانيه او از شيعيان معروف و بسيار مشهور حضرت اميرمؤمنان بوده به نحوى كه آوازهاش تا بدان حد پيچيده بود كه معاويه موقع ورود به مكه از وى سراغ گرفت اين موضوع خود به خوبى مىتواند نمايانگر فعاليتهاى مؤثر و ارزنده اين بانوى شيعه و محب اهل بيتباشد (ما تنها به آن بخش از سخنان وى كه مربوط به غدير مىشود مىپردازيم) (33) آنچه از گفتگوى او و معاويه بر جاى مانده است را زمخشرى در كتاب «ربيع الابرار» چنين باز مىگويد: سالى معاويه به حج رفت و از زنى كه به نام دارميه حجونيه، كه سياه چهره و تنومند بود، سراغ گرفت وقتى او را نزد معاويه آوردند، پرسيد: اى دختر حام، چگونهاى؟ گفت: خوبم، حام نيستم، از قبيله بنىكنانم. گفت: راست گفتى، آيا مىدانى چرا تو را فرا خواندم؟ - سبحان الله! من غيب نمىدانم. - خواستم بپرسم چرا على را دوست دارى و با من دشمنى مىورزى؟ - آيا از پاسخ معافم مىدارى؟ - نه. - حال كه نمىپذيرى مىگويم; من على را به خاطر عدالتش و تقسيم يكسانش دوست داشتم و با تو دشمنى مىورزم چون با آن كه براى حكومت از تو سزاوارتر بود، جنگيدى و در پى چيزى برآمدى كه براى تو نيست. با على دوستى ورزيدم به خاطر ولايتى كه رسول خدا(ص)، در روز غدير خم در مقابل چشم تو، براى او اقرار گرفت، به خاطر آنكه به بيچارگان محبت مىورزيد و دينداران را بزرگ مىداشت و .... (34) 13. حسنيه او در خانه امام صادق(ع) پرورش يافته بود و از شاگردان مكتب وى شمرده مىشد. (35) حسنيه، با استعداد سرشارش، در مناظرات مختلف، كه توسط هارونالرشيد ترتيب داده مىشد، شركت جسته و از مقام ولايت دفاع مىكرد. در يكى از اين مناظرهها از فردى، كه ابراهيم خوانده مىشد، پرسيد: آيا در هيچ جاى تفاسير شما آمده است كه در حجةالوداع رسول خدا(ص) به امر پروردگار، در غدير خم، فرود آمده، اين آيه را: (يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالتك). با بيمناكى براى مردم تلاوت كرد و سپس آيه والله يعصمك من الناس نازل شد و [آيا در تفاسير شما آمده است كه پس از نزول «والله يعصمك من الناس» پيامبر خدا دست على بنابىطالب را گرفت; بر منبرى، كه از جهاز شتر ساخته بودند، برآمد و گفت: من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله و العن من ظلمه. آنگاه، اين آيه نازل شد: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا. » ابراهيم سر به زير افكند، حسنيه علماء را مخاطب ساخت و آنان را به جان هارون سوگند داد. حاضران، كه خود را در مقابل هارونالرشيد مىديدند، لب به تاييد گشودند. ابو يوسف گفت: بيشتر صحابه و مفسران تصريح كردهاند كه اين آيه در باره على بنابىطالب نازل شده است و حديث من كنت مولاه فعلى مولاه نيز مشهود است. حسنيه پرسيد در باره «انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يوتون الزكوة و هم راكعون» چه مىگوييد؟ ابو يوسف گفت: به اجماع امت در باره على بنابىطالب است. آنگاه حسنيه با شگفتى پرسيد: ... احكام و نصوص الهى را وا مىنهيد و بيعت روز غدير را ناديده مىگيريد؟! (36) 14. عميرة بنتسعد بنمالك او نيز از تابعين شمرده مىشود. عميره، اهل مدينه و خواهر سهل امرفاعه ابنمبشر بود. او از راويان حديث غدير است و در سلسله سند حديث «مناشده» اميرمؤمنان(ع) قرار دارد. 15. امالمجتبى علويه او حديث غدير را از عدى بنثابت نقل كرده است و ابنعساكر در تاريخ خود از حديث وى ياد مىكند. (37) 16. فاطمه بنت على بنابىطالب(ع) او دختر على بنابىطالب(ع) است و مادرش امولد مىباشد. برقى در رجال خود وى را از راويان امام حسن(ع) مىداند (38) و در تهذيبالاحكام از راويان اميرمؤمنان(ع)، ابىحنيفه، اسماء بنتعميس (39) شمرده شده است. حديث منزلت (40) و ردالشمس (41) از جمله روايات اوست. وى حديث غدير را از امسلمه نقل نموده است. (42) «اشهد الله تعالى لقد سمعته يقول: على خير من اخلفه فيكم و هو الامام و الخليفة بعدى و سبطاى و تسعة من صلب ائمة ابرار لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهديين و لئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم الى يوم القيمة». پىنوشتها: 1- در باره اسلام خديجه اين سخن اميرمؤمنان به تنهايى كافى است كه فرمود: «لم يجمع بيت واحد يومئذ فى الاسلام غير رسول الله و خديجه و انا ثالثهما» نهجالبلاغه خطبه 192 (قاصعه). 2- كانتسميه ام عمار بنياسر و ابوه ياسر ممن عذب فى الله تعالى فصبرا و ارادتهما قريش على ان رجعا عن الاسلام الى الكفر فابيا فضرب ابوجهل سمية بحربة فى قبلها فماتت... اعيانالشيعه، ج7 ، ص319. 3- رياحينالشريعة، ج 2، ص 305. 4- الغدير ج 1، ص9. 5- خصال صدوق، ج 1، ص173; عوالم، ج 11، ص467. «هل ترك ابى يوم غدير خم لاخذ عذرا» تاكيد مورخان بر اين كه اهل بيت پيامبر(ص) از جمله حاضرين در غدير بودند مبين اين مطلب است كه حضرت فاطمه زهرا(س) نيز در بين آنان حضور داشته است. زيرا مورخان حضور زنان پيامبر را به طور مستقل بيان كرده و گفتهاند كه امهات مؤمنين همراه پيامبر بودند بنابراين از طرفى فاطمه زهرا(س) داراى چنان شخصيتبرترى است كه در صورت عدم حضور وى در غدير بايد بتوان رواياتى دال بر آن يافت كه ظاهرا وجود ندارد از اين روى مىتوان گفت كه ايشان نيز در بين جمع حاجيان در حجةالوداع حضور داشته است. 6- بحارالانوار، ج36، ص353 و 354; اسمى المناقب، ص 32; نهجالحياة، ص 38. 7- احقاق الحق، ج 2، ص 460. در فيض الغدير، ص 391 به نقل از ينابيع الموده حديث را چنين نقل كرده است «قالت: قال رسول الله(ص) من كنت وليه فعلى وليه و امامه». 8- الغدير، ج 1، ص197; «من كنت مولاه فعلى مولاه» احقاق الحق، ج6، ص 282; ارجح المطالب، ص 571 و 448. صاحب فيض الغدير توضيحى بر احتجاج حضرت فاطمه دارد (فيض الغدير، ص 390). 9- ام سلمه دختر ابىاميه بنالمغيرة مخزومى است مادرش عاتكه دختر عبدالمطلب است او دختر عمه پيامبر و همسر وى بود و در سال 65 هجرى وفات يافت. (اعلام خصال صدوق، ص 301) 10- معارج النبوة، ج 2، ص 318. 11- فيض الغدير، ص 388 -389. 12- الغدير، ، ج 1، ص17 و 18; ملحقات احقاق الحق، ص53; معجم رجال الحديث، ج23، ص177. 13- اعلام النساء، ص 651; بصائر الدرجات، ص183، ح 4. 14- مانند «من سب عليا فقد سبنى و من سبنى فقد سب الله تعالى» (المستدرك على الصحيحين، ج3، ص 121) و «قال رسول الله(ص) كانى دعيت فاجيب و انى تارك فيكم الثقلين احدهما اكبر من الاخر كتاب الله عز و جل حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى فانظروا كيف تخلفونى فيهما». اعلامالنساء، ص 634 نقل از امالى شيخ طوسى، ج 2، ص 92; كشفالغمه، ج2، ص 32، ارجح المطالب، ص 338، از طريق ابنعقده. 15- اعيان الشيعه، ج3، ص 408; جامع الرواة، ج 2، ص 455; خلاف طوسى، ج 1، ص 5. 16- الغدير، ج 1، ص17. 17- امالى مفيد، ص 55 و56; ارشاد مفيد، ص163 و 164. مجموعه فضايل و عنايات اسماء بنت عميس به اهل بيت(ع) در ضمن مقالهاى مستقل در شمارههاى آينده به خوانندگان گرامى ارائه خواهد شد. 18- اعيان الشيعه، ج3، ص 488. 19- رجال برقى، ص 60. 20- رجال شيخ طوسى، ص33. 21- تنقيح المقال، ج3، ص73; معجم رجال الحديث، ج23، ص 881. 22- اعلام النساء، ص 488; ارجح المطالب، ص337. 23- «رجع رسول الله(ص) من حجة حتى نزل بغدير خم ثم قام خطيبا بالهاجرة فقال: ايها الناس [من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و اخذل من خذله و انصر من نصره] ينابيع المودة، ص 40; اعلام النساء، ص489. روايت غديرى فاخته را در الغدير، ج 1، ص 18 و احقاق الحق، ج 2، ص463 ببينيد. 24- عايشه در سال57 در مدينه درگذشت و در بقيع دفن شد. (اعلام خصال صدوق، ص 315) 25- الغدير، ج 1، ص 48; احقاق الحق، ج 2، ص 460. 26- الغدير، ج 1، ص 58. منصور بنحسين آبى معروف به ابوسعد صاحب كتاب نثرالدرر متوفى قرن پنجم كتابى به نام حديثالغدير نوشته و بنا به گفته مناقب ابن شهرآشوب اين كتاب راويان حديث غدير را بر حسب حروف الفبا برشمرده است. «غدير در آينه كتاب، ص79» 27- الميزان فى تفسير القرآن، ص59. 28- روايت فوق را حافظ بزرگ ابوموسى مدينى در كتاب خود آورده است. او مىگويد: اين حديثسلسلهدار است. زيرا هر يك از فاطمهها از عمه خود روايت كردهاند و اين روايت پنجخواهر برادر است كه هر يك از ديگرى نقل كردهاند. رك: اسنى المطالب فى مناقب على بنابىطالب»، شمس الدين ابوالخير الجزرى، ص 32; احقاق الحق، ج 21، ص26 و27; بحارالانوار، ج36، ص353; عوالم، ج 11، ص 444; اثبات الهدى، ج 2، ص553 و ج3، ص127; اعلام النساء المؤمنات، ص 578 و مسند فاطمه معصومه(سلام الله عليها)، سيد علىرضا سيد كبارى، ص56 (چاپ نشده). 29- ابواسحاق سعد بنابىوقاص در سال 54 - 58 و عايشه بنتسعد در سال117 وفات يافتند. نسايى روايت وى را نقل كرده است. به خصائص نسايى، ص3 مراجعه شود. 30- التقريب، ابنحجر، ص473. 31- الغدير، ج 1، ص 38- 41; خصائص نسائى، ص 18 و 25. عايشه بنتسعد احاديث ديگرى راجع به فضايل اميرمؤمنان دارد; به اسنى المطالب، ص 52 و ملحقات احقاق الحق، ص189 و 190 رجوع كنيد. 32- الغدير، ج 1، ص 38 - 41. 33- دارميه حجونيه از زنان فاضل، خردمند و فصيح بود. او استدلالى قوى داشت و در خط ولايت استوار بود. روايت او را ابنعبدربه در عقد الفريد از سهل بنابىسهل تميمى از پدرش نقل كرده است.(عقد الفريد، ج 1، ص 352; بلاغات النساء، ص 72) 34- متن كامل مباحثه دارميه حجونيه را در كتب ذيل بخوانيد: بلاغات النساء، ص 72; العقد الفريد، ج 1، ص 162; صبح الاعشى، ج 1، ص259; الغدير، ج 1، ص209; اعلام النساء المؤمنات، ص333; اعيان الشيعه، ج6، ص 364. 35- رياض العلماء، ج 5، ص 704. او فاضل، عالم، مدقق و آگاه به اخبار و آثار بود. 36- اين متن در حلية المتقين، بخش مناظرات حسنيه، ذكر شده است. در باره موضوع مناظره حسنيه اختلاف است. سيد محسن امين در اعيان الشيعه، ذيل كلمه «حسنيه» مىگويد: اين [مناظره] از اختراعات ابوالفتوح رازى است. مرحوم خوانسارى در روضات الجنات اين مناظره را ذكر كرده است و شيخ آقابزرگ در ذريعه مىنويسد: الحسنيه: رسالة فى الامامة تنسب الى مؤلفها و هو بعض الجوارى من بنات الشيعة فيها مناظراتها مع علماء المخالفين فى عصر هارونالرشيد. (الذريعه، ج7، ص 200، رقم89; نقل از اعلامالنساء، ص 300 تا 301). براى تحقيق بيشتر در باره شخصيتحسنيه به تنقيح المقال، ج3، ص247; رياض العلماء، ج 5، ص407; روضات الجنات، ج 1، ص153; الذريعة، ج7، ص 200 و ج 4، ص97 و ج 25، ص296 و ج 5، ص 105 و 145 و 161; من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 75. معجم رجال الحديث، ج23، ص187 رجوع كنيد. خلاصهاى از مطالب كتب فوق در اعلام النساء ص 300 تا 302 آمده است. 37- الغدير، ج 1، ص 70. 38- پيام غدير، عذرا انصارى، ايشان روايت را از تاريخ دمشق، باب تاريخى على بنابىطالب(ع) ص 51 نقل نمودهاند. 39- رجال برقى، ص 60; معجم رجال الحديث، ج23، ص197، رقم15659. 40- تهذيب التهذيب، ج12، ص 470. 41- اعيان الشيعة، ج 8، ص39 - ملحقات احقاق الحق ; ص262 42- همان، ص 54. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 2:10 توسط خادمین اهل بیت |
|
|
اینك تصریح گروهیاز علمای شیعه بر تواتر میلاد مسعود امیر
المومنین علی بن ابی طالب [علیه السلام] در درون كعبه :
شیخ مفید
از دانشمندان بزرگی كه به روایات آحاد اصلا توجه نداشت استاد دانشمندان تشیع و رئیس امت اسلامی ، ابو عبد الله محمد بن محمدبن نعمان معروف به شیخ مفید ، متوفای 413 هجری می باشد
شیخ مفید در كتاب گرانقدر « ارشاد» می فرماید :
« امیر مؤمنان [علیه السلام] در روز جمعه 13 رجب ، سال 30 بعد از عام الفیل در درون بیت الله الحرام متولد شد . هرگز پیش از او و یا بعد از او مولودی در درون كعبه متولد نشده است و این كرامتی بزرگ است كه از سوی پروردگار متعال به آن حضرت عطا شده است » ( ارشاد مفید صفحه 9 )
سید رضی
برادر بزرگوار علم الهدی ، مرحوم سید رضی صاحب كتاب پر ارج نهج البلاغه و متوفای 406 هجری در كتاب «خصائص الائمه » می فرماید :
« امیر مؤمنان در 13 رجب ، سی سال بعد از عام الفیل در بیت الله الحرام دیده به جهان گشود . مادرش فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است . او اول هاشمی است كه پدر و مادرهاشمی متولد شده است . ( یعنی نسب او از جهت پدر و مادر به هاشم نیای پیامبر برسد . ) و ما جز او كسی را نمی شناسیم كه در درون كعبه دیده به جهان گشوده باشد » ( خصائص الائمه صفحه 39)
علم الهدی
دانشمند جلیل القدر سید مرتضی علم الهدی ، متوفای 436 هجری ، در شرح قصیده مذهبه ( مشدد) سید حمیری می فرماید :
روایت شده كه فاطمه بنت اسد ، آن حضرت را در درون كعبه به دنیا آوده و او را در این فضلیت همانندی نیست » (شرخ قصیده ذهبیه صفحه 51)
شیخ طوسی
مقدم علمای شیعه و پیشرو طائفه امامیه ابوجعفر محمد بن حسن ، معروف به شیخ طوسی ، متوفای 460 هجری در كتاب پر ارج «تهذیب » كه سومین كتاب از كتب اربعه و مورد اعتماد همه شیعیان است ، می فرماید :
«امیر مؤمنان [علیه السلام] در مكه معظمه در درون كعبه ، در شب جمعه 13 رجب ، سی سال گذشته از عام الفیل دیده به جهان گشود » (تهذیب الاحكام جلد 6 صفحه 19)
طبرسی
پیشوای مفسران ، امین الاسلام فضل بن حسن بن فضل بن طبرسی ، صاحبت تفسیر گرانقدر « مجمع البیان » و متوفای 548 هجری ، در كتاب پر ارج « اعلام الوری » پس از بیان تاریخ ولادت و اینكه در درون كعبه انجام یافته ، می نویسد :
« هرگز در داخل كعبه جز او مولودی قبلا و یا بعدا متولد نشده ، و این فضلیت ویژه ایست كه خداوند به او عطا فرموده و قدر و منزلتش را شكوهمند و والا نموده است . » (اعلام الوری باعلام الهدی صفحه 93)
سید حیدر عبدلی
درتایید گفتار ابوالثناء جمله ارزنده ای از علامه بزرگوار سید حیدر عبدلی آملی معاصر فخر المحققین ( فرزند علامه حلی ) متوفای بعد از 787 هجری ـ نقل می كنیم . وی در كتاب كشكولش می فرماید :
«اهلیت عصمت و طهارت و اصحاب با وفای رسول اكرم صلی الله علیه وآله كه از پیمان رسول خدا نشدند و وصیت او را در مورد خلافت امیر المومنین [علیه السلام] پشت سرشان نیانداختند ، به یك سلسله فضیلت ها از فضائل امیر مؤمنان استدلال كرده اند كه آن ها را سند برتری و حقانیت آن حضرت دانسته اند ...».
آنگاه تعدادی از این فضیلت ها را می شمارد و چهاردهمین آن ها را ولادت آن حضرت در خانه كعبه می شمارد .
وی در اواخر كتاب بخشی را تحت عنوان « خاتمه » به مناقب و فضائل امیر مؤمنان [علیه السلام] اختصاص داده ، و در آن جا از آن سلسله فضائل و مناقب سخن گفته كه اختصاص به امیر مؤمنان دارد و به جهت شهرت جهانی اش نیازی به آوردن سند و ماخذ ندارد و مورد پذریش دوست و دشمن است ، دومین این كرامت ها را ولادت آن حضرت در خانه خدا شمرده می گوید :
« او در حرم ، در درون كعبه معظمه دیده به جهان گشود و موجب شرافت مكه و اصالت كعبه گردید . زیرا آن مكان مقدس به این افتخار نائل آمد كه چنین شخصیتی در آن زاده شد.
پیش از او كسی در این خانه متولد نشده و بعد از او نیز احدی به این كرامت نائل نخواهد شد ...» (الكشكول فیما ری علی آل الرسول ص 189)
سید هاشم بحرانی
علامه بزرگوار سید هاشم بحرانی ــ متوفای 1107 در كتاب پر ارج « غایه المرام » می فرماید :
« ولادت امیر مؤمنان [علیه السلام] در داخل كعبه به حد تواتر رسیده و در كتاب های شیعه و سنی به صراحت و قاطعیت بیان شده است .» (غایه المرام صفحه 13) میر لوحی دانشمند بزرگ سید محمد هادی موسوی حسینی ، معروف به میر لوحی ــ معاصر علامه مجلسی ــ نزدیك به همین مضمون را آورده است :
ولادت آن حضرت در میان كعبه واقع شده ، چنانكه در روایات شیعه و سنی نقل شده است . خدای تبارك و تعالی چنین شرافت را به هیچ پیامبر ویا وصی پیامبری جز امیر مؤمنان عطا نفرموده است . این كرامت مخصوص آن بزرگوار است كه سلام خداوند بر او باد .» (اصول العقائد و جامع الفوائد)
و بسیاری از علمای دیگر تشیع كه به دلیل طولانی شدن بحث از ذكر ایشان می گذریم . با این حال در اینجا قول علامه محمد باقر مجلسی را زینت بخش این بحث می نماییم :
علامه مجلسی
علامه بزرگوار مولی محمد باقر مجلسی ، متوفای 1110 هجری ، علاوه بر كتاب ارزشمند جلاء العیون ( صفحه80) در دائره المعارف پر ارج « بحار النوار » با اسناد متقن ، از منابع معتبیر و موثق روایت كرده كه ولادت آن حضرت به روز 13 رجب در داخل كعبه اتفاق افتاده است (بحار الانوار جلد 35 صفحه 5)
ولادت امیرالمومنین [علیه السلام] در كعبه , واقعه ای است كه مورد اتفاق سیره نویسان و محدثان اسلامی است و اكثر علمای مذاهب مختلف آن را متواتر و غیرقابل انكار دانسته اند علامه امینی و قاضی نور الله شوشتری مفصلا در این واقعه مهمه در كتاب های الغدیر و احقاق الحق از طریق اهل سنت به بحث پرداخته اند
(الغدیر , علامه امینی , جلد 6 , صحفه 21 به بعد و احقاق الحق , قاضی نور الله شوشتری , جلد 7 , صفحه 486 به بعد.)
ولادت امیر مؤمنان از زبان دانشمندان مسیحی
امیر مؤمنان علیه سلام الله الملك المنان ، مرز عقیده را در هم شكسته ، از پیرامون همه ادیان و مذاهب ، دلهای مستعدی را به سوی خود جذب كرده و آنها را عاشق شیدای خود ساخته است . تعداد شیفتگان و دلباختگان آن حضرت در میان مسیحیان بیش از هر قوم دیگر است و ده ها تن از دانشمندان مسیحی كتاب های مفصلی را به صورت نظم و نثر در پیرامون شخصیت والای آن حضرت به رشته تحریر در آورده اند كه یك نمونه بارز آن قصیده عرای « بولس سلامه » شاعر نكته سنج معاصر است اینك فراز هایی دیگر از دانشمندان مسیحی ، كه در پیرامون شخصیت بی نظیر مولای متقیان كتاب های ارزشمندی نوشته اند و به ولادت آن حضرت در درون كعبه تصریح كرده اند :
روكس
نویسنده معاصر مسیحی « روكس بن زائد عزیزی » در كتاب پر ارج « الامام علی اسد الاسلام و قدسیه » در این رابطه می نویسد :
« ولادت امام علی [علیه السلام] به روز جمعه 13 رجب الحرام ، 30 سال بعد از عام الفیل ، در مكه معظمه ، در داخل بیت الله الحرام واقع شد » (الامام علی اسد الاسلام و قدسیه صحفه 25)
دكتر دونالدسن
مستشرق معروف دكتر « دونالدسن دوایت » استاد الهیات و فلسفه در كتاب « عقیده الشیعه » می نویسد :
« امیر بر حق مومنان ، علی [علیه السلام] كه می بایست بعد از رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سم او را به خلافت نصب كنند كه پس از رسول اكرم صلی الله علیه و آله وسم او اوامر الهی را برای مردم بهتر از همه تفسیر می كرد، بامداد روز جمعه در درون كعبه متولد شد . او 30 سال از رسول اكرم صلی الله علیه وآله و سلم كوچكتر بود و 63 سال عمر كرد » (عقیده الشیعه ، ترجمه عربی صفحه 34)
جرج جرداق
جرج سجعان جرداق مسیحی در كتاب پر ارج « الامام علی صوت العداله النسانیه » به ولادت امیر مؤمنان [علیه السلام] در درون كعبه اشاره نموده است (الامام علی صوت العدالة الانسانیه جلد 1 صفحه 32)
. واقعه ولادت امیر مؤمنان در درون كعبه ، در هزاران كتاب از كتب : حدیث ، كلام ، تفسیر ، تاریخ ، سیره ، تراجم ، رجال ، مناقب ، مراثی ، دیوان و... از علمای شیعه و سنی آمده است .
برخی كتبی كه مستقلا در این واقعه یعنی تولد امام علی
[علیه السلام] در كعبه نوشته شده است از این قرار است :
اولین كتابی كه مستقلا در این زمینه تالیف شده است:
1ــ مولد امیر المومنین [علیه السلام] :
تالیف گرانقدر مورخ بزرگ شیعه در قرن دوم هجری ، لوط بن یحیی بن سعید ، معروف به « ابو مخنف ازدی» از اصحاب امام صادق [علیه السلام] و متوفای 157 هجری ( معجم الادباء جلد 17 ص 41) ابو مخنف از علمای معروف شیعه در قرن دوم می باشد و همه علمای رجال در شخصیت ممتاز و مورد اعتماد بودن او متفق هستند ( الكنی و القاب جلد 1 صفحه 155 ، اللؤلؤ و المرجان صفحه : 156 و الذریعه جلد 22 صفحه 27)
كتاب مولد امیر المومنین [علیه السلام] از ابومخنف نخستن كتابی است كه در نیمه اول قرن دوم مستقلا در پیرامون ولادت امیر مؤمنان [علیه السلام] تالیف شده است و از حوادث بنیان كن تاریخ جان سالم به در برده و نسخه های آن تا عصر ما سالم مانده و سر انجام به نام « مولد بطل الاسلام امیر المومنین » در 220 صفحه در نجف اشرف به چاپ رسیده است .
2ــ مولد امیر المومنین [علیه السلام]
تالیف وهب بن وهب بن عبدالله بن زمعه ، معروف به قاضی ابوالبختری از علمای قرن دوم و متوفای 200 هجری (تاریخ بغداد جلد 13 صفحه 487 و وفیات الاعیان جلد 6 صفحه 38)
وی از علماء اهل سنت می باشد (استبصار جلد 1 ذیل حدیث
136 و فهرست شیخ طوسی )
خطیب بغدادی سلسله روات خود را تا ابوالبختری نام برده و این كتاب را توسط « رجاء بن سهل صنعانی » از او نقل كرده است
او در این كتاب ولادت امیر المومنین [علیه السلام] را در درون كعبه نقل نموده است.
3ــ مولد امیر المومنین [علیه السلام]
تالیف پر ارج پیشوای محدثان شیعه در طول تاریخ برتری دارد و بیش از 300 جلد كتاب حدیثی از خود به یادگار گذاشت( دائره المعارف الاسلامیه جلد 1 صفحه 94 ، اعلام الزكی جلد 6 صفحه 274 و معجم الرجال الحدیث جلد 19 صفحه 211)
4ــ حدیث مولد الامام علی بن ابی طالب [علیه السلام]
ابو الحسن احمد بن عبد الله بكری ، متوفای 952 هجری . كتابی به عنوان فوق را پیرامون ولادت آن حضرت در درون كعبه تالیف كرده كه تا كنون چاپ نشده است ، ولی نسخه خطی آن در كتابخانه الهیات مشهد ، در ضمن مجموعه ای به شماره 1045 موجود است .
به دلیل طولانی شدن مطلب نام برخی دیگر از كتب را ذكر كرده و از دادن توضیح خود داری می نماییم .
5ــ مولد امیر المومنین [علیه السلام] تالیف علامه نام دار
مرحوم اردو آبادی
6 ــ مولد كعبه تالیف داشمند معاصر سید علی نقی
لكهنوی متوفای 1408 هجری
7ــ فی مولد امیر المومنین [علیه السلام] تالیف شیخ
محمد مهدی خالصی
8ــ كشف الیقین فی ولاده امیر المومنین فی الكعبه سید
حسین عرب باغی ارومیه ای
9ــ علی ولید الكعبه اثر پر ارج مرحوم اردو آبادی
و بسیاری از كتب دیگر
تقدیم به پیشگاه پیشوای متقین امیر المومنین مولایمان علی
خلیفة الرسول و زوج البتول، اسال الله ان یثبتنا فی هذا الامر
گرداورنده: مصطفی احمدی |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 14:12 توسط خادمین اهل بیت |
|
|
ظهیر العلماء
مولوی حافظ حكیم ظهیر احمد سهسوانی در كتاب « ظهیر البشر» كه به زبان اردو در احوال و فضائل ائمه اثنا عشر نوشته ، می نویسد :
« چون خداوند اراده نمود كه شرفی بر شرف های كعبه بیفزاید ، دیوار كعبه را بشكافت و فاطمه بنت اسد را به درون كعبه فرا خواند و فاطمه فرزندش علی را در درون كعبه به دنیا آورده است » ( ظهیر البشر صفحه 18)
محمد دارا شكوه
محمد دارا شكوه حنفی قادری ، فرزند شاه جهان و متوفای 1069 هجری در كتاب « سفینه الاولیاء» می نویسد :
« ولادت ایشان ( امام علی ) در خانه كعبه بوده و به هنگام بعثت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم 11 ساله بوده اند و به سن 35 یا 36 سالگی بر مسند خلافت نشستند » ( سفینه الاولیاء ، به نقل علی و الكعبه صفحه 87)
صنعانی
علامه محمد بن اسماعیل بن صلاح الامیر كحلانی صنعانی ، متوفای بعد از 1147 هجری در كتاب « الروضه الندیه » به ولادت آن حضرت در درون كعبه تصریح كرده است » (الروضه الندیه د ر شرح قصیده علویه صفحه 5)
كجراتی
علامه سعید كجراتی از بزرگان اهل سنت در كتاب « االاعلام باعلام مسجد الحرام » در پاسخ برخی از دشمنان اهل بیت كه زادگاه امیر مؤمنان [علیه السلام] را در دامنه كوه ابوقبیس معرفی كرده اند ، می نویسد :
« خدایا تو خود می دانی كه این سخن بهتانی بزرگ است و آن را دشمنان اهل بیت جعل كرده اند ، كه روایات متواتر دلالت می كند بر اینكه تولد آن حضرت در درون كعبه بوده است . بار خدایا ما را بر سنت رسول الله ثابت و استوار كن و از دشمنی با اهل بیت آن حضرت محافظت بفرما » ( الاعلام ـ مخطوط ـ به نقل از علی و الكعبه صحفه 76)
قریشی
غلام محی الدین قریشی در كتاب « اشعاب العشق » كه در تاریخ زندگی امیر مؤمنان [علیه السلام] تالیف كرده است می نویسد :
« امیر مؤمنان آن سرور اولیاء كنیتش ابوالحسن و ابو تراب ، لقب شریفش مرتضی و اسد الله ، نام شریفش علی پسر ابو طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف ، ولادتش در مكه معظمه ، درون خانه مبارك ، به روز جمعه 13 رجب سی سال بعد از واقعه فیل » ( اشعاب العشق صفحه 45)
رسول پوری
عزت علی بن پیر علی رسول پوری در كتاب « روضه الائمه » می نویسد :
« مولد حضرت علی مرتضی علیه التحیه و الثناء خانه كعبه شریف ، به روز جمعه 13 رجب 30 عامل الفیل » (روضه الائمه صفحه 28)
محمد مبین
مولوی محمد مبین لكهنوی ، متوفای 1225 هجری ، در كتاب «وسیله النجاة » می نویسد :
« ولادت آن معدن كرامت ، روز جمعه سیزدهم رجب ، 28 و یا 30 سال بعد از عام الفیل در مكه واقع شد . روایت كرده اند كه در جوف كعبه پیدا شد و به جز او كسی در جوف كعبه پیدا نگشت . خدای تعالی او را به این فضیلت مخصوص گردانید و كعبه را با این شرف مشرف گردانید » ( وسیله النجاة صفحه 60)
شیروانی
محمد شریف خان شیروانی ، متوفای بعد از 1228 هجری ، در كتاب پر ارج « چو تهی كتاب » كه آن را به زبان اردو تالیف كرده ، به ولادت آن حضرت در درون كعبه و شكافته شدن دیوار كعبه و شنیده شدن صدای هاتف غیبی تصریح كرده است . » ( چو تهی كتاب صفحه 123)
بسمل حنفی
سید انوار الرحمن بسمل حنفی ، در كتاب « ائمه الهدی » كه آن را به زبان اردو نوشته است به ولادت آن حضرت در درون كعبه تصریح كرده است » ( ائمه الهدی جلد 1 صفحه 105)
میلاد خان
مولوی هادی علی خان ، در ترجمه «وسیله النجاه » می نویسد :
«در میان مورخان اتفاق نظر هست كه حضرت امیر المومنین [علیه السلام] در درون كعبه دیده به جهان گشود و در این زمینه اختلافی نیست كه این شرف به آن حضرت اختصاص دارد » ( ترجمه وسیله النجاة صفحه 62)
بلهوری
قاضی عبد العلی بلهوری ، در كتاب خود « پاك كهانیان » كه به زبان اردو نوشته ، به ولادت امیر مؤمنان [علیه السلام] در درون كعبه تصریح كرده و بر این حقیقت كه به جز امیر مؤمنان [علیه السلام] احدی در كعبه متولد نشده تاكید نموده است (پاك كهانیان بخش دوم صفحه 19)
محمد علی فاضل
محمد علی بن محمد فاضل ، متوفای بعد از 1281 هجری ، در كتاب « معدن الصلحا » می نویسد :
« پیش از حضرت علی و بعد از آن حضرت هر گز احدی این شرف را پیدا نكرده ، كه او در خانه كعبه متولد شده است . » ( معدن الصلحا صفحه 26)
بسمل امرتسری
مولوی عبید الله بن مظهر جمال معروف به « بسمل امر تسری » در كتاب « العروه الوثقی » كه به زبان اردو در خصائص امیر مؤمنان [علیه السلام] تالیف كرده ، در این رابطه می نویسد :
« تولد جناب امیر [علیه السلام] به ماه رجب 920 اسكندری ، به سلطنت خسر پرویز سه سال بعد از اردواج رسول اكرم صلی الله علیه و آله با خدیجه ، در درون كعبه واقع شد » (العروة الوثقی به نقل علی و الكعبه صحفه 96)
عظیم آبادی
علامه حسن بن امان الله مولوی عظیم آبادی هندی ، متوفای بعد از 1300 هجری ، در كتاب «تكریم المومنین بتقویم مناقب الخلفاء الراشدین » كه به زبان اردو نوشته ، در پیرامون ولادت امیر مؤمنان [علیه السلام] می نویسد :
« مولای ما علی بن ابی طالب [علیه السلام] پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شمشیر بران خداوند ، مظهر عجائب و غرائب ، اسد الله غالب ، در مكه معظمه ، در درون كعبه ، به روز جمعه 13 رجب یا محرم به سال 30 واقعه فیل ، از فاطمه بنت اسد متولد شده »( تكریم المومنین صفحه 99)
شبلنجی
علامه سید مومن شبلنجی ، متوفای بعد از 1308 هجری در كتاب ارزشمند « نور الابصار» می نویسد :
« علی [علیه السلام] در مكه در درون كعبه به دنیا آمد .» ( نور الابصار صفحه 76)
آلوسی بغدادی
علامه سید خیر الدین ابو البركات نعمان افندی ، معروف به آلوسی بغدادی متوفای 1317 هجری در كتاب « غالیه المواعظ » عین روایت مناقب ابن مغازلی را نقل كرده و به ولادت امیرمومنان [علیه السلام] در درون كعبه تصریح نموده است » ( غالیه المواعظ جلد 2 صفحه 89)
فاضل صوفی
فاضل صوفی صاحب « ذكر الشهادتین » در كتاب پر ارج « ذكر الشهادتین » معروف به « یادگار حسین » كه به زبان اردو نوشته ، تصریح می كند كه امیر مؤمنان [علیه السلام] در درون كعبه دیده به جهان گشود و فاطمه بنت اسد صدای هاتف غیبی را شنید كه می گوید نام این مولود شریف را «علی » بگذار كه او موجب شرف كعبه معظمه گردید » ( یادگار حسین صفحه 28)
كاكوری
مولوی حافظ محمد علی حیدر ابن شاه علی انور قلندر كاكوری ، متوفای 1350 هجری در كتاب «احسن الانتخاب » از مستدرك حاكم و ازاله الخفاء شاه ولی الله دهلوی نقل می كند كه ولادت امیر مؤمنان [علیه السلام] در درون كعبه به حد تواتر رسیده است »(احسن الانتخاب فی ذكر معیشه سیدنا ابی تراب صفحه 21)
بقائی دهلوی
نویسنده معاصر حسن بقائی دهلوی نقشبندی ، یك شماره از مجله ارزشمند خود را به امیر مؤمنان اختصاص داده و آن را «رساله پیشوا علی » نامیده است وی طی مقاله ادبی و تاریخی محققانه ایكه در شماره مخصوص ، در پیرامون زندگانی امیر مؤمنان نوشته، از ولادت آن حضرذت در داخل كعبه به تفصیل سخن گفته است .(رساله پیشوا علی ، شماره شعبان 1353 هجری )
توفیق ابو اعلم
دانشمند معاصر استاد توفیق ابو اعلم ، در كتاب ارزشمند « اهل البیت » از ولادت امیر مؤمنان [علیه السلام] در داخل كعبه به تفصیل سخن گفته است . (اهل البیت صفحه 189 به نقل احقاق جلد 17 صفحه 368)
حافظ سرشته
حافظ عبد الرحمن سرشته ، ابن مولوی حافظ عمر الدین هوشیار پوری در كتاب « سوانح عمری علی مرتضی » كه به زبان اردو در پیرامون حوادث دوران زندگی مولای متقیان امیر مؤمنان [علیه السلام] نوشته ، پس از نقل ولادت آن حضرت در درون كعبه ، به تواتر آن تصریح كرده است . (سوانح عمری علی مرتضی صحفه 4)
صابری
دانشمند معاصر شیخ محمد اكرم صابری در كتاب « اقتباس الانوار » در مورد ولادت امیر مؤمنان [علیه السلام] می نویسد :
« ولادت آن حضرت روز آدینه سیزدهم ماه رجب سنه ثلاثین از واقعه فیل دست داد ، و تولد آن مولودذ عاقبت محمود در خانه كعبه روی داد . این سعادت از اول آفرینش تا غایت ، هیچ آفریده ای را میسر نگشته است » ( اقتباس الانوار صفحه 48)
عقاد
علامه معاصر استاد عباس محمود عقاد ، در كتاب ارشمند « عبقریه الامام علی » با قلم حماسی و شیرین خود از ولادت امیر مؤمنان در درون كعبه سخن گفته ( عبقریه الامام علی صفحه 38) و بر آن تاكید می كند :
« علی در داخل كعبه دیده به جهان گشود ، خدایش او را از پرستش بت گرامی داشت ، تولد او در درون كعبه نوید فرا رسیدن دوران جدیدی برای كعبه و اعلام افتتاح آن بیت رفیع برای عبادت و پرستش بود »(العبقریات الاسلامیه صفحه 963)
عبد الفتاح
علامه بزرگوار استاد عبد الفتاح عبد المقصود ، در كتاب پر ارج « الامام علی بن ابی طالب » كه در هشت جلد در پیرامون زندگانی مولای متقیان امیر مؤمنان [علیه السلام] به رشته تحریر در آورده ، داستان ولادت آن حضرت را با قلم حماسی و شیرین خود منعكس كرده كه ترجمه فراز هایی كوتاه از آن را در اینجا می آوریم :
« این حادثه بزرگ ترین شرف را به خاندان ابوطاب پدید آورد ، هرگز از طرف این خاندان زمینه سازی و مقدمه چینی نشده بود بلكه یه حادثه الهی بود ، شب یك شب استثنائی بود ، ستاره ای كه در آن شب درخشیدن گرفت ، هرگز در تاریخ آفرینش تكرار نشد ... همه دیده ها به جمال نوزادی خیره بود كه بیت خدا زادگاه او واستار كعبه پوشش او بود » ( الامام علی بن ابی طالب جلد 1 صحفه 31)
جعفری
دانشمند معاصر ف ادیب شهیر رئیس احمد جعفری ، شارح و مترجم نهج البلاغه ، در مقدمه نهج البلاغه شرح زندگی امیر مؤمنان [علیه السلام] را در بخشی تحت عنوان « تذكره ابو تراب » نوشته كه در ضمن آن می نویسد :
« ولادت آن حضرت روز 13 رجب سنه 30 عام الفیل در درون كعبه اتفاق افتاد » ( شرح نهج البلاغه رئیس احمد صفحه 9)
غازی آبادی
دانشمند معاصر مولوی حافظ بشیر احمد صاحب غازی آبادی ، در مقاله سودمندی كه در روز نامه « جنگ » عنوان « یاران نبی » منتشر كرده به ولادت آن حضرت در درون كعبه تصریح كرده است » ( روزنامه جنگ 23 آوریل 1966 میلادی ، صفحه 5 ستون 7)
مدنی حنفی
حكیم و منجم معروف پیر حاجی محمد فرقان علی مدنی حنفی ، در تقویم معروف خود در برگ حوادث ماه رجب می نویسد :
« ولادت حضرت علی [علیه السلام] در خانه كعبه » (تقویم اسلامی محمدی برگ 88 چاپ بمبئی)
و علمای دیگری از اهل سنت كه ما به همین مقدار بسنده می نماییم :
شاید سایت سنی نیوز بیشتر از علماشون میدونند و عالمترند وگر نیستند با
این همه سند از کتبشان چگونه جرات کردند که منکر ولادت حصرت
امیرالمومنین در خانه خدا شوند؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 14:9 توسط خادمین اهل بیت |
|
|
ولادت امیر مؤمنان علی [علیه السلام] در درون كعبه ، و
اثبات تواتر آن
گرد اورنده: مصطفی احمدی
در سایتهای دروغ پرداز و کتمان کننده حقایق یعنی اهل سنت مقالالاتی نوشته شده که ولادت مولود کعبه در درون کعبه را از دروغ سازیهای شیعیان میداند .... خوب در این مورد هم مثل هزاران موارد دیگه که دست به کتمان حقیقت زدند و میزنند و باطل را حق جلوه میدهند " برخورد کردند و اما جواب این گروه کنمان کننده حقیقت.......................
كاوشگری كه در كتاب های تاریخ و حدیث تحقیق كند یقین قطعی پیدا می كند بر اینكه ولادت مولای متقیان امیرمومنان علی بن ابی طالب [علیه السلام] د ر درون كعبه ، از حقایق مسلم تاریخ است و همه راویان حدیث دراثبات آن اتفاق نظر دارند . و دل های مورخان با سلیقه های مختلف و كششهای گوناگونی كه دارند ، در بابر این حقیقت تسلیم و مطمئن می باشد . زیرا هیچ پژوهشگر با انصافی نمی تواند در سند آن خورده گیرد و یا در اساس آن تردید كند و به ناگزیر بر تعدادی از تكروان كج سلیقه را كه در پیرامون آن ابزار تردید كرده اند ، به هیچ می انگارد و به دور می اندازد و مهر باطله بر آن ها می زند .
اینك اعتراف گروهی از بزرگان اهل سنت ، بر متواتر بودن طلوع خورشید امامت از درون كعبه را متذكر می شویم.
حاكم نیشابوری
حافظ ابو عبد الله محمد بن عبدالله ، معروف به حاكم نیشابوری ، متوفای 405 هجری در كتاب بسیار معروفش « مستدرك صحیحین » بعد از انتقاد از مصعب بن عبدالله این گونه می نگارد : « روایات متواتره است كه فاطمه بنت اسد ، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب ـ كرم الله وجه ـ را در خانه كعبه به دنیا آورده است» .(مستدرك حاكم جلد 3 صفحه 483)
شاه ولی الله دهلوی
شاه ولی الله احمد بن عبد الرحیم دهلوی ، متوفای 1176 هجری محدث معروف ، پدرعبد العزیر دهلوی متعصب می باشد وی در كتاب « ازاله الخفاء» می نویسد :
« بی گمان روایات متواتر است در اینكه فاطمه بنت اسد ، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب را در درون كعبه به دنیا آورد. بدون تردید او در روز جمعه 13 رجب ، سی سال بعد از عام الفیل ، در درون خانه كعبه به دنیا آمده است و هرگز پیش از او و یا بعد از او كسی در خانه كعبه زاده نشده است ». (ازاله الخفاء جلد 2 صفحه 251)
گنجی شافعی
حافظ ابو عبد الله محمد بن یوسف قرشی ، معروف به گنجی شافعی ، متوفای 658 هجری ، در كفایه الطالب می نویسد (كفایه الطالب از كتاب های معتبری است كه چلبی در « كشف الظنون » از آن یاد می كند و ابن صباغ مالكی در «الفصول المهمه » از آن نقل می كند و ابن حجر عسقلانی به آن استناد می كند )
: « امیر مؤمنان علی بن ابی طالب در مكه معظمه ، در درون بیت الله الحرام ، به شب جمعه 13 رجب ، سی سال گذشته از عام الفیل دیده به جهان گشود . و هرگز مولود دیگری پیش از او یا بعد از او در خانه كعبه زاده نشده است . این ولادت مسعود كرامت و فضیلتی برای او و فضلیت و شكوهی برای خانه خداست» (كفایه الطالب صفحه 407)
وی در كتاب « كفایه الطالب » در باب هفتم از دوازده باب آخر كتاب می گوید : خبر داد ما را ابو اسحاق ابراهیم بن یوسف بن بركه كتبی متولد 554 هجری در مسجد خود در شهر موصل ، گفت : خبر داد ما را ابوالعلاء حسن بن احمد بن حسن عطار همدانی با اجازه عمومی ـ اگر خصوصی نباشد ـ خبر داد مارا احمد بن محمد بن اسمائیل فارسی ، خبر داد ما را فارق خطابی خبرد داد ما را حجاج بن منهال از حسن بن مروان بن عمران غنوی ، از شذان بن علا، از عبد العزیز بن عبد الصمد از مسلم بن خالد مكی معروف به زنجی از ابو زبیر از جابر بن عبد الله كه گفت :
« از محضر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد ولادت علی بن ابی طالب علیه ا لسلام پرسیدم ، فرمود :
از بهترین مولود ها پرسیدی كه همانند حضرت مسیح به دنیا آمد . خدای تبارك و تعالی علی را از نور من ، و مرا از نور او آفرید كه هر دو از یك نور آفریده شدیم .
خدای تبارك و تعالی ما را از صلب آدم به صلب های پاكیزه و رحم های پاك منتقل نمود .
من هرگز از پشتی منتقل نشدم جز اینكه علی نیز با من بود ، تا مرا در بهترین رحم كه آمنه بود و علی را در بهترین رحم كه فاطمه بنت اسد بود قرار داد .
در زمان ما مرد زاهد و عابدی به نام « مبرم بن دعیب بن شقیان » بود كه دویست و هفتاد سال خدا را بندگی نموده بود و در این مدت از خدواند چیزی نخواسته بود خدای متعال ابو طالب را به سوی او فرستاد هنگامی كه مبرم او را دید بلند شد و پیشانی او را بوسید و در برابرش نشانید و گفت :
ــ تو كیستی ؟ ابو طالب گفت: من مردی از تهامه هستم . ــ وی گفت : از كدامین تیره تاهمه ؟ ابوطالب گفت : از بنی هاشم مبرم از جای برخاست و یكبار دیگر پیشانی او را بوسید و گفت : ای مرد خدای علی اعلی به من مطلبی را الهام فرموده است . ابوطالب پرسید : چه مطلبی ؟ عابد گفت : « فررندی از پشت تو به دنیا می آید كه او دوست و ولی خداست .»
شبی كه علی متولد شد ، زمین نورانی شد و ابوطالب بیرون آمد و در حالیكه مردم را خطاب می كرد می گفت: هان ،ای مردمان ! ولی خدا ، در خانه خدا دیده به جهان گشود . چون صبح شد وارد كعبه شد و چنین گفت :
یا رب هذا الغسق الدجی و القمر المبلج المضی بین لنا من امرك الخفی ماذا تری فی اسم ذا الصبی
ترجمه :
« ای پروردگار شب تیره و تار ، و ای پروردگار ماه تابان تاریكی زدای » « از خزانه اسرارت برای ما آشكار كن ، نام این كودك نوزاد را »
در آن هنگام از هاتف غیبی شنیده شد كه می گوید :
یا اهل بیت المصطفی النبی خصصتم بالولد الزكی ان اسمه من شامخ علی علی اشتق من العلی
ترجمه :
« ای اهل بیت پیامبر برگزیده ، فرزند پاكی به شما اختصاص یافت » « نام اواز عالم بالا « علی» شده ، كه علی مشتق از نام خدای علی و اعلی است »
حافظ گنجی دربیان می افزاید : این حدیث بسیار طولانی بود كه من فراز هایی را از آن برگزیدم و اینجا آوردم . آنچه نوشتم از مسلم بن خالد زنجی نقل شده كه بزرگ شافعیه است . از او نیز عبد العزیز بن عبد الصمد نقل كرده است كه او نیز در نزد ما شناخته شده است . « زنجی » لقب مسلم می باشد كه به جهت چهره زیبا و گلگونش به زنجی لقب یافته است . (كفایه الطالب صفحه 406)
آلوسی
شهاب الدین ابو الثناء ، سید محمود آلوسی ، صاحب تفسیر معروف آلوسی ، شرخ مفصلی بر قصیده عینیه عبد الباقی افندی نوشته است وی قصیده مزبور را شرح می كند تا به این بیت می رسد
انت العلی الذی فوق العلی رفعا ببطن مكه عند البیت اذ وضعا
یعنی : تو آن علی هستی كه مقامت از علو هم بالاتر رفت ، هنگامی كه در درون مكه و در خانه خدا زاده شدی
آلوسی در شرح این بیت می نگارد :
« ولادت امیر مؤمنان علی بن ابی طالب كرم الله وجهه در درون كعبه ، در سراسر دنیا مشهوراست و در كتاب های هر دو فرقه (شیعه و سنی ) روایت شده است . و هرگز در مورد غیر ایشان چنین فضیلتی ثابت نشده است . آری چقدر شایسته و مناسب است كه پیشوای پیشوایان در جایی متولد شود كه آن جا قبله مومنان است و...» ( شرح عینیه صفحه 15)
و بسیاری دیگر از علمای اهل سنت به دلیل اهمیت موضوع به بعضی دیگر از آنان اشاره می نماییم :
ازدی
مورخ شهید ابو زكریا یزید بن محمد بن ایاس بن قاسم ازدی ، متوفای 334 هجری در كتاب پر ارج خود « تاریخ موصل » كه در مصر و هند مكرر به چاپ رسیده ، پس از نقل ولادت آن خورشید تابان در درون كعبه می نویسد :
« به جز امیر مؤمنان علی بن ابی طالب ، هیچ خلیفه دیگری در كعبه متولد نشده است » (تاریخ موصل صفحه 58) ابن قفال
محمد علی بن اسماعیل شافعی ، متوفای 365 هجری در كتاب « فضائل امیر المومنین » می نویسد :
« هنگامی كه درد زایمان بر فاطمه بنت اسد چیره شد ، ابوطالب اتو را وارد كعبه نمود ، پس علی را در آنجا به دنیا آورد . گفته شده به جز علی كسی در آ» چا متولد نشده است . » (احقاق الحق جلد 7 صفحه 498)
اخطب خوارزم
موفق بن احمد ، معروف به اخطب خوارزم ، متوفای 568 هجری در مناقب خود می نویسد : « علی [علیه السلام] در مكه معظمه در د رون بیت الحرام به روز جمعه 13 رجب المرجب به سال 30 واقعه فیل ، 23 سال پیش از هجرت و 12 یا 10 سال پیش از بعثت متولد شده . هرگز احدی پیش از او در بیت خدا متولد نشد. و این فضیلتی است كه خداوند برای ابراز مقام شامخ آن حضرت به او اختصاص داده است. » ( مناقب خوارزمی به نقل مجمع البحرین فی ادله الفریقین صفحه 227)
ابن طلحه
كمال الدین ابوسالم قاضی محمد بن طلحه شافعی ، متوفای 652 هجری ، در كتاب پر ارج « مطالب السوؤل » می نویسد :
« علی بن ابی طالب در درون كعبه معظمه در بیت الله الحرام دیده به جهان گشود » ( مطالب السوؤل صفحه 11)
زرندی
جمال الدین محمد بن یوسف بن حسن بن محمد زرندی حنفی مدنی ، محدث مدینه منوره و متوفای 750 هجری ، در كتاب ارزشمند « نظم درر السمطین » تصریح می كند كه امیر مؤمنان در درون كعبه دیده به جهان گشوده است » ( نظم درر السمطین صفحه 80)
لاهوری
مولی نعمت الله لاهوری در كتاب « برهان الصداقه فی تحقیق الخلافه » كه به زبان اردو نوشته ، به تفصیل از خلقت نور امیر المومنین علی بن ابی طالب [علیه السلام] سخن گفته ، و در مورد اینكه نور آن حضرت با رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم از یك نور آفریده شده به تفصیل گفتگو كرده ، آنگاه از عصمت آن حضرت بحث كرده و در پایان می نویسد :
« حضرت علی در درون كعبه به دنیا آمد، و در این شرف هیچیك از پیامبران هم نصیب نداشتند . »(برهان الصداقه صفحه 20)
ذهبی
حافظ شمس الدین ، ابو عبدالله محمد بن احمد ذهبی ، متوفای 848 هجری ، در كتاب « تلخیص مستدرك » متن گفته « حاكم نیشابوری » را آورده و می گوید :
« اخبار به حد تواتر رسیده كه علی بن ابی طالب در درون كعبه دیده به جهان گشود » ( تلخیص مستدرك جلد 3 صفحه 98)
دولت آبادی
قاضی شهاب الدین دولت آبادی متوفای 849 هجری در ضمن نقل داستانی تصریح می كند كه ولادت آن حضرت در داخل كعبه واقع شده است » ( هدایه السعداء ـمخطوط ـ صفحه 117)
بناتكی
مورخ معروف فخر الدین محمد بن ابی داود سلیمان بناتكی، متوفای 891 هجری در كتاب « روضه اولی الاباب فی معرفه التواریخ و الانساب » معروف به « تاریخ بناتكی » در این رابطه می نویسد :
« علی بن ابی طالب روز آدینه سیزدهم ماه رجب سنه ثلاثین از سال فیل ، در حرم كعبه به وجود آمد پیش از او و بعد از او هیچ فرزندی در خانه كعبه به وجود نیامده است »( تاریخ بناتكی صفحه 98)
رفاعی
تاج الدین محمد بن حمزه بن زهره رفاعی ، نقیب حلب و متوفای 921 هجری ، در كتاب « غایه الاختصار فی اخبار البیوتات العلویه المحفوظه من الغبار » از ولادت آن حضرت در درون كعبه سخن گفته است (غایه الاختصار صفحه 97)
خواند میر
مورخ شهر غیاث الدین همام الدین حسینی ، معروف به « خواند میر »متوفای 942 هجری ، در كتاب پر ارج « حبیب السیر » پس از نقل مشروح داستان ولادت امیر مؤمنان [علیه السلام] در پیرامون محل ولادت آن حضرت می نویسد :
« تولد آن مولود عاقبت محمود ، در نفس خانه كعبه روی نمود ، زیرا كه به حسب اقتضای قضاء بلكه به مشیت ایزد تعالی ، نزدیك به وضع حمل والده ماجده اش در اطراف بیت الله بود و این سعادت به روایتی از اول آفرینش تا غایت ، هیچ آفریده را میسر نگشته ، و صیتِ صحت این خبر نزد مورخان فضیلت پرور از شایبه شبه و دغدغه مظنه در گذشته » ( حبیب السیر جلد 1 صفحه 520)
شیخ علی دده
علامه علی بن مصطفی سكتواری بسنوی حنفی ، معروف به « شیخ علی دده » و متوفای 1007 هجری در كتاب « محاضره الاوائل و مسامره الاواخر » كه در سال 998 هجری از تالیف آن پرداخته و بار ها در استانبول چاپ شده است ، می نویسد :
« اول كسیكه در اسلام در اوان كودكی به نام شیر نامیده شده ، مولای ما علی بن ابی طالب است . هنگامی كه مادرش او را در داخل كعبه به دنیا آورد ، به نام پدرش (اسد ) او را « حیدر » نام نهاد » ( محاضره الاوایل صفحه 79»
بلخی
مطابق نقل ملحقات احقاق ، حافظ ابو عبد الله بلخی نیز در تلخصی خود ( صحفه 11 چاپ بمبئی) به ولادت امیر مؤمنان در درون كعبه تصریح كرده است . (احقاق الحق جلد 7 صفحه 487)
لكهنوئی
علامه لكهنوئی نیز در كتاب « مرآه المومنین » عین گفتار حاكم را نقل كرده و تصریح نموده كه ولادت امیر مؤمنان در درون كعبه متواتر است و این فضیلت ویژه آن حضرت است . ( مرآه المومنین صحفه 21 به نقل احقاق جلد 17 صحفه 364)
باكثیر حضرمی
احمد بن فضل بن محمد ، باكثیر حضرمی مكی شافعی ، متوفای 1047 هجری ، در كتاب « وسیله المآل بذكر فضل الآل » عین روایت ابن مغازلی را نقل كرده می نویسد :
« علی [علیه السلام] به روز جمعه 13 رجب 30 عام الفیل ، 23 سال پیش از هجرت در كعبه معظمه دیده به جهان گشود . او نخستین كسی است كه در كعبه متولد شد و هرگز پیش از او و بعد از او احدی در آنجا متولد نشده است . » (وسیله المآل صفحه 145 ـ مخطوط)
مولوی اشرف
مولوی اشرف علی بن عبد الولی ، عین فراز بالا ار به نقل از « وسیله المآل » در كتاب « ریاض الجنان » آورده است (ریاض الجنان جلد 1 صفحه 111) |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 14:3 توسط خادمین اهل بیت |
|
|
از فرمایشات حضرت علی علیه السلام الله
61ـ ان النفس لامارة بالسوء الفحشاء فمن ائتمنها خانته و من استأمن اليها اهلكته و من رضى عنها اوردته شر الموارد. ترجمه: يقينا نفس آدمى بسيار ببدى و فحشاء فرمان ميدهد پس هر كه آنرا امين بداند نفس نسبت باو خيانت كند و هر كس از آن ايمنى خواهد او را هلاكش كند و هر كه از آن خرسند و راضى شود نفس او را ببدترين جايگاه وارد سازد. 62ـ ان دعوة المظلوم مجابة عند الله سبحانه لانه يطلب حقه و الله تعالى اعدل من ان يمنع ذا حق حقه. ترجمه: البته دعاى ستمديده در نزد خداوند سبحان مستجاب است زيرا كه او حق خود را ميخواهد و خداى تعالى عادلتر از آنست كه صاحب حقى را از حقش باز دارد. 63ـ ان الله سبحانه يعطى الدنيا من يحب و من لا يحب و لا يعطى الدين الا من يحب. ترجمه: خداوند سبحان دنيا را بكسى كه دوست دارد و بآنكه دوست ندارد عطاء ميكند (اما) دين را نميدهد مگر بكسى كه دوستش دارد. 64ـ ان العاقل من نظر فى يومه لغده و سعى فى فكاك نفسه و عمل لمالا بد له و لا محيص عنه . ترجمه: عاقل كسى است كه در امروز فردايش را بنگرد و در آزاد كردن نفسش كوشش كند و كار كند براى روزى كه راه چاره و فرارى از آنروز ندارد. 65ـ ان افضل الناس عند الله من احيا عقله و امات شهوته و اتعب نفسه لصلاح آخرته. ترجمه: برترين مردم در نزد خدا كسى است كه عقلش را (با علم و تقوى) زنده بدارد و شهواتش را بميراند و براى اصلاح امور آخرت خود نفسش را بزحمت افكند. 66ـ اذا اكرم الله عبدا شغله بمحبته. ترجمه: چون خداوند بندهاى را گرامى دارد او را بمحبت و دوستى خويش سر گرم سازد. 67ـ اذا سألت فسأل تفقها و لا تسأل تعنتا فان الجاهل المتعلم شبيه بالعالم و ان العالم المتعنت شبيه بالجاهل. ترجمه: هر گاه (مطلبى) بپرسى براى دانستن بپرس نه براى خردهگيرى زيرا كه نادان ياد گيرنده شبيه عالم است و عالم خردهگير شبيه نادان. 68ـ بادروا الموت و غمراته و مهدوا قبل حلوله و اعدوا له قبل نزوله. ترجمه: بر مرگ و سختىهاى آن پيشدستى كنيد و پيش از رسيدنش مهيا شويد و قبل از اينكه فرود آيد (با اعمال صالحه براى آخرت) آماده شويد.ـبئس الزاد الى المعاد العدوان على العباد. 69ـ بئس الزاد الى المعاد العدوان على العباد ترجمه: ستم كردن بر بندگان خدا بد توشه ايست براى روز رستاخيز. 70ـ تدبروا آيات القران و اعتبروا به فانه ابلغ العبر. ترجمه: آيات قرآن را تدبر كنيد و بآن پند گيريد زيرا كه آن رساترين پندها است. 71ـ تجنبوا البخل و النفاق فهما من اذم الاخلاق. ترجمه: از بخل و نفاق دورى گزينيد كه آندو از نكوهيدهترين خلقها ميباشند. 72ـ تعلم علم من يعلم و علم علمك من يجهل فاذا فعلت ذلك علمت ما جهلت و انتفعت بما علمت . ترجمه: علم دانشمند را فراگير و علم خود را بنادان بياموز پس چون چنين كردى بدانچه نادانى دانا شوى و بوسيله آنچه آموختهاى سود مىبرى. 73ـ ثمرة التقوى سعادة الدنيا و الاخرة. ترجمه: نتيجه تقوى و پرهيزكارى خوشبختى دنيا و آخرت است. 74ـ ثلاثة هن زينة المؤمن تقوى الله و صدق الحديث و اداء الامانة. ترجمه: سه چيزند كه آنها زينت مؤمناند:از خدا ترسيدن و راستگوئى و اداى امانت. 75ـ جانبوا الكذب فانه مجانب الايمان. ترجمه:از دروغ دورى گزينيد كه آن دور كننده ايمان است. 76ـ جالس اهل الورع و الحكمة و اكثر مناقشتهم فانك ان كنت جاهلا اعلموك و ان كنت عالما ازددت علما. ترجمه: با پارسايان و حكماء همنشينى كن و با آنها زياد به بحث و گفتگو بپرداز كه اگر تو نادان باشى يادت دهند و اگر دانشمند باشى علمت را زياد ميكنى. 77ـ حسن توكل العبد على الله سبحانه على قدر يقينه به. ترجمه: حسن توكل بنده بر خداوند سبحان باندازه يقين او بخداوند است. 78ـ حسن الظن ان تخلص العمل و ترجو من الله ان يعفو عن الزلل. ترجمه: خوشگمانى (بخدا) اينست كه عمل را خالص گردانى و بخدا اميدوار باشى كه از لغزشها در گذرد . 79ـ حسن الخلق يورث المحبة و يؤكد المودة. ترجمه: خوشخلقى توليد محبت مىكند و رشته دوستى و مودت را محكم نمايد. 80ـ حب الدنيا يفسد العقل و يصم القلب عن سماع الحكمة و يوجب اليم العقاب. ترجمه: دوستى دنيا عقل را فاسد نموده و (گوش) قلب را از شنيدن حكمت كر ميكند و موجب عذاب دردناك گردد. 81ـ حلاوة الظفر تمحو مرارة الصبر.ترجمه: شيرينى پيروزى تلخى صبر را از بين مىبرد. 82ـ حصلوا الاخرة بترك الدنيا و لا تحصلوا بترك الدين الدنيا. ترجمه: با ترك دنيا آخرت را بدست آوريد (اما) با ترك دين دنيا را تحصيل نكنيد. 83ـ حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا و وازنواها قبل ان توازنوا. ترجمه: از خودتان حساب بكشيد پيش از آنكه از شما حساب كشند و (اعمال خود را) بسنجيد پيش از آنكه شما را بسنجند. 84ـ خير الناس من اخرج الحرص من قلبه و عصى هواه فى طاعة ربه. ترجمه: بهترين مردم كسى است كه حرص را از دلش خارج سازد و در راه طاعت پروردگارش با هواى نفس مخالفت كند. 85ـ خذ من قليل الدنيا ما يكفيك ودع من كثيرها ما يطغيك. ترجمه: از دنيا بمقدار كمى كه ترا كفايت ميكند بگير و از مقدار زياد آن كه ترا بسركشى و طغيان و ادارت ميكند صرفنظر كن. 86ـ خف ربك و ارج رحمته يؤمنك مما تخاف و ينيلك ما رجوت. ترجمه: از پروردگارت بترس و برحمتش اميدوار باش تا ترا از آنچه ميترسى امان دهد و بدانچه اميدوارى برساند. 87ـ ذكر الله مسرة كل متق و لذة كل موقن. ترجمه:ياد خدا موجب سرور هر پرهيزكار و لذت هر صاحب يقين است. 88ـ رحم الله امرء قصر الامل و بادر الاجل و اغتنم المهل و تزود من العمل. ترجمه: خدا رحمت كند مردى را كه آرزو را كوتاه كند و بمرگ پيشدستى نموده و مهلتها را غنيمت شمارد و از اعمال (نيك و شايسته براى آخرتش) توشه بگيرد. 89ـ رأس الايمان حسن الخلق و التحلى بالصدق. ترجمه: سر آمد ايمان خوشخلقى و آراسته شدن براستى و درستى است. 90ـ ردع النفس عن الهوى هو الجهاد الاكبر. ترجمه: نفس را از هوى و هوس باز داشتن جهاد اكبر است. 91ـ زلة العالم كانكسار السفينة تغرق و يغرق معها غيرها. ترجمه: لغزش دانشمند مانند شكستن كشتى است كه (در دريا) غرق ميشود و ديگران نيز با آن غرق شوند . 92ـ زاد المرء الى الاخرة الورع و التقى. ترجمه: توشه انسان در سفر بآخرت پارسائى و تقوى است. 93ـ سنة الاخيار لين الكلام و افشاء السلام. ترجمه: روش نيكان بنرمى سخن گفتن و آشكار كردن سلام است. 94ـ سرور المؤمن بطاعة ربه و حزنه على ذنبه. ترجمه: شادى مؤمن بطاعت پروردگارش و اندوهش بر گناهش مىباشد. 95ـ سهر الليل فى طاعة الله ربيع الاولياء و روضة السعداء. ترجمه: بيدارى شب در طاعت خدا بهار دوستان (خدا) و بوستان پر گل نيك بختان است. 96ـ صن ايمانك من الشك فان الشك يفسد الايمان كما يفسد الملح العسل. ترجمه: ايمانت را از شك و شبهه محفوظ دار زيرا كه شك و ترديد ايمان را تباه ميسازد همچنان نمك عسل را فاسد ميكند. 97ـ صمت يكسبك الوقار خير من كلام يكسوك العار. ترجمه: آن خاموشى كه براى تو وقار كسب كند بهتر از سخنى است كه ترا لباس ننگ بپوشاند. 98ـ طوبى لمن الزم نفسه مخافة ربه و اطاعه فى السر و الجهر. ترجمه: خوشا بحال كسى كه از خوف پروردگارش ملازم نفس خود باشد و در پنهانى و آشكار خدا را اطاعت نمايد. 99ـ طوبى لمن اخلص لله عمله و علمه و حبه و بغضه و اخذه و تركه و كلامه و صمته. ترجمه:خوشا بحال كسى كه (تمام كارش) عمل و علم و حب و بغض و گرفتن و واگذاردن و سخن گفتن و خاموشيش همه را براى خداوند پاك و خالص گرداند. 100ـ طوبى لمن استشعر الوجل و كذب الامل و تجنب الزلل. ترجمه: خوشا بكسى كه ترس از خدا را شعار خود قرار دهد و آرزو را دروغ پندارد و از لغزشها دورى گزيند. 101ـ طاعة الهوى تفسد العقل. ترجمه: هوى پرستى عقل را تباه گرداند. 102ـ طول القنوت و السجود ينجى من عذاب النار. ترجمه: قنوت و سجود را در نماز طول دادن شخص را از عذاب آتش (دوزخ) نجات بخشد. 103ـ ظلم نفسه من رضى بدار الفناء عوضا عن دار البقاء. ترجمه: كسيكه بعوض خانه جاودانى آخرت بسراى فانى دنيا راضى و خرسند باشد بر خويشتن ستم كرده است. 104ـ عند حضور الشهوات و اللذات يتبين ورع الاتقياء. ترجمه: هنگام حاضر بودن شهوتها و لذتها پارسائى پرهيزكاران روشن ميشود. 105ـ عجبت لمن نسى الموت و هو يرى من يموت. ترجمه:در شگفتم از كسى كه مرگ را فراموش ميكند در حاليكه كسانى را كه ميميرند مىبيند . 106ـ غرى يا دنيا من جهل حيلك و خفى عليه حبائل كيدك. ترجمه: اى دنيا كسى را بفريب كه بحيلههاى تو نادان است و ريسمانهاى مكر تو از نظر او پوشيده است (و الا با تمام زرق و برقت على را هرگز نميتوانى فريب دهى) . 107ـ قصر الامل فان العمر قصير و افعل الخير فان يسيره كثير. ترجمه: آرزو را كوتاه گردان كه عمر كوتاه است و نيكى كن كه اندكش هم بسيار است. 108ـ كم من لذة دنية منعت سنى درجات. ترجمه: چه بسا خوشى پست و ناچيزى آدمى را از درجات بالا باز دارد. 109ـ كيف يصلح غيره من لم يصلح نفسه. ترجمه: چگونه ديگرى را اصلاح ميكند كسى كه خودش را اصلاح نكرده است. 110ـ كفى بالرجل غفلة ان يضيع عمره فيما لا ينجيه. ترجمه: در غفلت و بى خبرى مرد همين بس كه عمرش را در چيزى ضايع كند كه او را رهائى نبخشد. 111ـ كن بالمعروف امرا و عن المنكر ناهيا و بالخير عاملا و للشر مانعا. ترجمه: (مردم را) بمعروف امر كن و از منكر باز دار و خود بخير و نيكى عمل كن وشر و بدى را مانع باش. 112ـ كما ان الشمس و الليل لا يجتمعان كذلك حب الله و حب الدنيا لا يجتمعان. ترجمه: همچنانكه آفتاب (روز روشن) و شب (تاريك) با هم جمع نميشوند محبت خدا و دوستى دنيا هم با يكديگر جمع نشوند. 113ـ للمؤمن ثلاث علامات الصدق و اليقين و قصر الامل. ترجمه: مؤمن سه علامت دارد راستگوئى و يقين و كوتاهى آرزو. 114ـ لن يحوز الجنة الا من جاهد نفسه. ترجمه: هرگز ببهشت نخواهد رسيد مگر كسى كه با نفس خود مجاهده كند. 115ـ لو ان السموات و الارض كانتا على عبد رتقا ثم اتقى الله لجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب. ترجمه: اگر آسمانها و زمين بر بندهاى تنگ گيرند و او از خداوند تقوى داشته باشد خدا راه خروج از اين بن بست را براى او قرار دهد و از جائيكه بگمانش نرسد او را روزى رساند. 116ـ من توكل على الله سبحانه كفى و استغنى. ترجمه: هر كه بر خداوند سبحان توكل كند خدا (امور او را) كفايت كند و بى نيازش گرداند. 117ـ من اكثر من ذكر الموت نجا من خداع الدنيا.ترجمه: هر كس بيشتر بياد مرگ باشد از حيلهها و فريبهاى دنيا رهائى يابد. 118ـ ينبغى للعاقل ان يكثر من صحبة العلماء الابرار و يجتنب مقاربة الاشرار و الفجار . ترجمه: سزاوار است كه شخص خردمند با علماء نيكو كردار زياد همنشينى كند و از نزديكى بدان و بد كاران اجتناب نمايد. 119ـ لا يدرك احد ما يريد من الاخرة الا بترك ما يشتهى من الدنيا. ترجمه: هيچكس از آخرت آنچه را كه ميخواهد بدست نياورد مگر بترك آنچه از دنيا ميل و دلخواه اوست . 120ـ لا تفرح بالغنى و الرخاء و لا تغتم بالفقر و البلاء فان الذهب يجرب بالنار و المؤمن يجرب بالبلاء. ترجمه: بتوانگرى و آسايش شادمانى مكن و بفقر و گرفتارى اندوهگين مباش زيرا كه طلا بوسيله آتش آزمايش شود و مؤمن بگرفتارى امتحان گردد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 1:13 توسط خادمین اهل بیت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شخصیت شگفت انگیز و تاریخ طلایی علی علیه السلام از خانه كعبه تا مسجد كوفه
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم اسفند 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته سوم مهر 1387 |
| نویسندگان |
|
خادمین اهل بیت خادم الثقلین |
|
RSS
|